![]() |
![]() |
|
| اخبار و خاطرات و نظرات |
|
"خدایا چگونه زیستنی به من بیاموز که چگونه مردن را خود خواهم آموخت" از طرف سبحان |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 27 دی1384ساعت 11:36 PM توسط مهران |
|
|
سلام به همه خوانندگان عزیز وبلاگ هنوز هیچکی نگفته ترانه واسه کی بود؟؟!!؟؟خب باید قبول کنیم که گروه های متال خیلی هم محبوب وشناخته شده نیستند ولی آهنگ های زیبایی دارند نه از نظر موسیقی بلکه از نظر مفهوم ترانه ها ... در هر صورت کسی رو نمیشه مجبور کرد موسیقی خاصی رو گوش بکنه. در ضمن من اینجا یه سری دوستان ناشناس دارم مثل نیکولاس که بد نیست که یه کم بیشتر با هم آشنا شیم . اما هیچکس مجبور نیست خودشو معرفی کنه یا ای دی بزاره همین قدر که به اینجا سر می زنین و نظر می دین برام یه دنیا ارزش داره.از همتون متشکرم...... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 25 دی1384ساعت 12:14 PM توسط مهران |
|
|
این شعر رو سیاوش فرستاده, امیدوارم خوشتون بیاد...اگه هم نیومد
بگین... مرغ مسکین!زندگی زیباست |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 19 دی1384ساعت 12:36 PM توسط مهران |
|
|
این وجدان منم که یه لحظه آروم نمیشه پس نمی تونم برنامه ها رو بزارم ولی راهنمایی تون می کنم: در برنامه اول باید با استفاده از دو حلقه فور ابتدا عدد اول با همه اعداد مقایسه بشه اگه بزرگتر بود جاشون عوض بشه که اونم با استفاده از یه متغیر سوم امکانپذیره.سپس عدد بعدی باید چک بشه تا آخر... برنامه دوم خیلی پیچیده تر از اونه که بتونم اینجا توضیح بدم. برنامه سوم هم خیلی ساده است کافیه بعد از ور با یه فانکشن یا پراسیژر برنامه محاسبه عدد تامو بنویسید بعد با شروع برنامه ویه حلقه که از عدد کوچک به بزرگ میره تابع رو فراخوانی کنید. امیدوارم بتونین برنامه ها رو بنویسید.در هر صورت شما همون قضیه وجدانو در نظر داشته باشید. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 19 دی1384ساعت 0:21 AM توسط مهران |
|
|
تنها دلیل من که خدا هست و این جهان زیباست و این حیات٬ عزیز و گرانبهاست لبخند چشم توست! هر چند که با تبسم شیرینت آن چنان مست می شوم که نمی بینمش درست! لبخند چشم تو در چشم من , وجود خدا را آواز می دهد. در جسم من , تمامی روح حیات را پرواز می دهد. جان مرا - که دوریت از من گرفته است - شیرین و خوش, دوباره به من باز می دهد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 18 دی1384ساعت 5:21 PM توسط مهران |
|
|
حامد راست می گه من نمی تونم ننویسم.
سیا جون خیلی چیزهارو هم نمیشه نوشت. از همه دوستانی که تو نظرسنجی شرکت میکنند متشکرم.حتی اگه به نظرتون وبلاگم افتضاح باشه ازتون ممنونم.ولی مطمئن باشید من به نوشتن ادامه می دم حتی اگه فردا امتحان ریاضی داشته باشم. اگه يک روز فهميدی که دل هزار نفر برات تنگ شده٬ بدون اوليش منم! اگه يک روز فهميدی که دل صد نفر برات تنگ شده٬ بدون اوليش منم! اگه يک روز فهميدی دل ده نفر برات تنگ شده٬ بدون اوليش منم! اگه يک روز فهميدی که يک نفر دلش برات تنگ شده٬ بدون اون منم! اگه يک روز فهميدی که کسی دلش برات تنگ نشده٬ بدون من مُردم!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 دی1384ساعت 2:2 PM توسط مهران |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 11 دی1384ساعت 2:27 PM توسط مهران |
|
|
اولا دوما فعلا بای
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 8 دی1384ساعت 10:40 AM توسط مهران |
|
|
فکر کنم این مطلب برام مشکل ساز بشه ولی نمی تونم ننویسم اگه اشتباه نکنم بعد از ۱۸ تیر ورود کلیه نیروهای انتظامی ونظامی به محیط دانشگاه ممنوع شد. حالا یه سوال ازتون دارم؟؟؟؟ چه طوری میشه که پاجیرو نیروی انتظامی میاد تو دانشگاه وجلوی مجتمع فنی پارک میکنه؟؟؟؟؟؟؟؟ درسته که با کسی کار نداشتن ولی این کار اونا رو توجیه نمی کنه... حالا شما فکر میکنید تو دانشگاهی که قانون به این واضحی رعایت نمی شه انتظار داریم به سایر حقوق ما احترام بزارن.مطمئن باشید با سکوت ما نه تنها هیچ مشکلی حل نمیشه بلکه روز به روز به مشکلاتمون اضافه می شه و یه روزی می رسه که دیگه حتی نمی تونیم از ساده ترین حقوقمون دفاع کنیم.نمونه اش همین قضیه نشون دادن کارت دانشجویی . وقتی دیدن کسی اعتراض نمیکنه بس که نکردن هیچ کنترلشونو زیادتر هم کردن. اگه با من موافق یا مخالفید بهم بگید... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 دی1384ساعت 3:30 PM توسط مهران |
|
|
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی " سعدی" |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 5 دی1384ساعت 1:14 PM توسط مهران |
|
|
به خاطر سیاوش این ترانه رو می نویسم....
یار دبستانی من با من و همراه منی چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه ترکه بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علف هاش خوب اگه خوب بد اگه بد مرده دلای آدماش دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه جز من وتو کی میتونه درد ما رو چاره کنه یار دبستانی من ...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 4 دی1384ساعت 5:11 PM توسط مهران |
|
|
شاید خیلی دیر شده باشه ولی روز دانشجو مبارک.
چیزی در این مورد ننوشتم چون اتفاقی نیافتاد.اصلا انگار نه انگار روز دانشجوه دانشجوها دارن بی تفاوت می شند بیایید لااقل ما بی تفاوت نباشیم و به این چیزها اهمیت دهیم ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست نظر شما چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 3 دی1384ساعت 12:59 PM توسط مهران |
|
|
خانه نامه برقي من نوشته هاي قبلي |
| سرآغاز ما |
|
این وبلاگ توسط دانشجویان ورودی 84 دانشگاه آزاد لاهیجان اداره می شود. همه دانشجویان ورودی 84 این دانشگاه می توانند به نویسندگان این وبلاگ بپیوندند. کافی است در قسمت نظرخواهی مشخصات خود را ثبت کنند تا با آنها تماس گرفته شود.
|
| آرشیو موضوعی |
| نویسندگان |
|
مهران Invisible kid آراد |
|
RSS
|