![]() |
![]() |
|
| اخبار و خاطرات و نظرات |
|
نمی خواستم هیچ جوابی بدم ولی بعد فکر کردم اگه باز چیزی نگم به معنی تایید اون حرفاست. الان هم نمی دونم چی بگم فقط اینو بگم که کسانی که منو میشناسن می دونن که این حرف از من بعید و شما که اون حرفا رو باور کردید بهتر بود قبلش کمی فکر می کردید. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 30 مهر1385ساعت 5:24 PM توسط مهران |
|
|
حذف اضافه هم تموم شد ما موندیمو ترم سه ..کلاسا دیگه کاملا رسمیه تبصره:برای دانشجو جماعت کلاسایی رسمیه که استاد حضور غیاب کنه خب ترم جدید .درسای جدید.استادای باحال و ضد حال.... غم این ترم نبود محمد یمقانی تبصره: یمقانی با غین یا قاف؟؟؟؟؟؟ گفتم یمقانی. بابا این زبان ماشین چیه.مگه ماشینم حرف حالیشه میگم این زبان ماشین سخته یا من هیچی حالیم نمیشه ولی از بین استادا نعمتی خوب چیزیه کلاسش اخر خند ست خداکنه اخر نمره هم باشه خب بقیه استادا با مهران خدا عاقبت من رو با زمان ماشین عاقبت به خیر کنه عضو کوچیک نرم افزار 84 حامد تا بعد ..... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 24 مهر1385ساعت 11:8 PM توسط |
|
|
این ترم در مورد استاد ها چیزی ننوشتم. به نظر شما از کدوم استاد شروع کنم؟
حتما بگین. از ۵ ستاره عزیز هم ممنونم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 24 مهر1385ساعت 4:54 PM توسط مهران |
|
|
این چه وضعیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بعد چند ساعت منتظر موندن تونستم برم داخل اتاق گروه ولی موقع ثبت واحد ها بهم گفتند که بدهکاری در حالی که من قبلا تسویه حساب کرده بودم. برای حذف این بدهکاری چند ساعتی علاف شدم تا بالاخره تونستم کارمو راه بندازم.نمی دونم اگه آقای ابراهیمیان نبودند من چطور واحدهایی که می خواستم و بر می داشتم. در هر صورت تموم شد ولی با بدبختی... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 18 مهر1385ساعت 5:56 PM توسط مهران |
|
|
آفرین بر همتون !!!! آفرین واقعا نشون دادین ما میتونیم!!! با این وضع که هرکی یچی میگه و این به اوون می پره!!! واقعا که...!! ((من و خودم.علی)) عزیز از لطف شما هم ممنون.از این همه توهین شما کمال تشکر رو دارم. واقعا همین هاست که به آدم دلگرمی میده!!! و واقعا خستگی این راهو از بدن آدم در می آره!! واقعا ای ول دستت درد نکنه. من نگفتم مشکل نداریم من میگم بیاین مشکلات رو حل کنیم با هم و همراه هم. ولی با اولین قدمش ظاهرا مشکل داریم. اینجا هم دعوا که نداریم که.هر کی داره نظرشو میگه. ما ها آدمیم و مجهز به سلاح عقل و زبان. آفرین ادامه بدین ما ها داریم خودمونو به چالش می کشیم حتی به خودمون هم رحم نمی کنیم. ((یکی که از بیرون به شما نگاه میکنه)) عزیز فقط بهتون میگم که دارین اشتباه فکر می کنین.بدجور هم اشتباه فکر می کنید.و جز اظهار تاسف در مورد شما حرف دیگری ندارم. این گوی این هم میدون. ما یه پیشنهاد دادیم که مهران در پست قبل ذکر کرد.دیگه خود دانیند. هر کی هست یا علی هر کی هم نیست دیگه نیست دیگه چه کنیم!! یه سری با ندونم کاریشون دارن مارو میبرن زیر سئوال!!! ما اومدیم ثواب کنیم ولی به فکر کباب شدنش نبودیم. مثل اینکه خیلی ها از همین فضای خشک و بی رمق دانشگاه خوششون می یاد!! مثل اینکه دوست دارن از حراست دانشگاه حرف های بیخود بخورن. باشه ما هدفمون خیر بود ، باشه باز هم بمونید و تماشا کنید که به بهترین استادا واحد نمی دن،باز هم بشینین و نظاره کنین این بلوشورو این بی صاحاب بودن دانشگاه رو. باز هم برید و کلی برنامه ریزی کنید واسه کلاساتون و 20 واحد ور دارین و ببینید که فقط 10 واحدشو تونستین بگیرید و باقیش پر بوده با این که جز اولین نفرهای انتخاب واحد بودین!! ما حرفامونو زدیم و می خوایم.حالا این شماهایید که باید بخواین و تصمیم بگیرید وگرنه همین آشه و همین کاسه!!و بدونین ترم به ترم هم وضع دانشگاه و واحدها و همه چی تو دانشگاه بدتر و بدتر می شه. من کم کم دارم ناامید میشم.نباید اینطور باشه!! ما تنهایی کاری نمی تونیم از پیش ببریم بچه ها باور کنید. باید با هم باشیم. و بحث و جنگ و دعوا سر یه سری مسائل اصلا به نفع مون نیست. انتخاب با شماست دوستان... فريادي و ديگر هيچ ! چرا كه اميد آنچنان توانا نيست كه پا سر ياس بتواند نهاد *** بر بستر سبزه ها خفته ايم با يقين سنگ بر بستر سبزه ها با عشق پيوند نهاده ايم و با اميدي بي شكست از بستر سبزه ها با عشقي به يقين سنگ برخاسته ايم *** اما ياس آنچنان توناست كه بسترها و سنگ ها زمزمه ئي بيش نيست ! فريادي و ديگر هيچ ! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 16 مهر1385ساعت 1:4 PM توسط |
|
|
واقعا متاسفم ما بجای احترام به نظرات دیگران سعی می کنیم مثل خودشون باهاشون صحبت کنیم.این بحث ها به نتیجه نمی رسه. یادم نمیاد حرفی در مورد دوستی زده باشم هدف من فقط آشنایی برای اتحاد و رسیدن به یک نتیجه واحد بود. اگه هم اون نظر رو در صفحه اصلی گذاشتم به هیچ عنوان بنا به درخواست خودش بود و منم تاییدش نکردم.الان برای بار چندم اون مطلبو خوندم به نظر من قابل انتقاد بود ولی شما خیلی بد برخورد کردید. الان دو پیشنهاد کلی وجود داره: چت و جلسه چت پیشنهاد بدی نیست ولی تجربه به من ثابت کرده عملی نیست دلیلش هم واضح است خیلی از ما تو محیط مجازی راحت صحبت می کنیم ولی وقتی با هم روبرو می شیم فقط تو چشم های هم زل می زنیم بعد هم رومونو بر می گردونیم ولی هنوز می شه رو رو جلسه فکر کرد.پیشنهاد من اینه که حداقل کسانی که الان تو این بحث شرکت کردن هفته ی آینده دور هم جمع شن. نظر شما چیه؟ به خاطر مشغله هایی که دارم نمی تونم زیاد به اینجا سر بزنم ولی خواهش می کنم دنبال تخریب هم نباشین و فقط سعی کنید به نتیجه برسید.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 13 مهر1385ساعت 1:56 PM توسط مهران |
|
|
سلام سلام سلام خوب بریم سراغ خبرا: ... و اما نظرات:
مثل هیچکس عزیز، شما لطف کن یه راه هم پیشنهاد کن.تو که انتظار نداری از فردا هر کی رو تو دانشگاه دیدیم سلام کنیم؟ آفتاب خانوم من خیلی وقته می گم باید متحد شیم . فکر کنم الان وقتشه. الان که بیشتر بچه ها ناراضین، بهترین موقع برای تغییر و تحول تو گروهه. حالا که آپ کردم. مطمئن باش بدون خداحافظی نمی رم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 4 مهر1385ساعت 6:43 PM توسط مهران |
|
|
خانه نامه برقي من نوشته هاي قبلي |
| سرآغاز ما |
|
این وبلاگ توسط دانشجویان ورودی 84 دانشگاه آزاد لاهیجان اداره می شود. همه دانشجویان ورودی 84 این دانشگاه می توانند به نویسندگان این وبلاگ بپیوندند. کافی است در قسمت نظرخواهی مشخصات خود را ثبت کنند تا با آنها تماس گرفته شود.
|
| آرشیو موضوعی |
| نویسندگان |
|
مهران Invisible kid آراد |
|
RSS
|