![]() |
![]() |
|
| اخبار و خاطرات و نظرات |
|
سلام بچه ها
باز که افتادین به جون هم، Invisible عزیز لطفا نظر خواهی رو به صورت مشروط تنظیم کن تا دیگه مشکلی پیش نیاد، شما ها هم که دیگه شورشو در آوردین حتما باید محدودتون کرد یا دیکتاتوری برقرار کنیم تا آروم باشین؟ عید همه تون مبارک سال خوبی داشته باشین
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 28 اسفند1385ساعت 5:37 PM توسط مهران |
|
|
سلام دوستان عزیز
دوستانم جدا از همه شما معذرت می خوام بخاطر حرفای زشتی که شخصی به اسم (Invisible kid) در کامنت ها گذاشته. می خواست چهره ی من رو خراب کنه!! کسی که نمیدونم به چه علت داری همچین کاری می کنی !!! عزیزم اگه مشکل داری باهام و مشکلت منم ID من رو که خوب می دونی (یه جا سوتی دادی و اشتباهی تو قسمت وب سایت نوشتی!! دوستای عزیزم باز هم پوزش من رو بابت حرفای اوشون بپذیرید. متشکرم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 27 اسفند1385ساعت 0:38 AM توسط Invisible kid |
|
|
سلام رافائل
امیدوارم که حالت برای بند انداختن ِ ریشهایت مساعد باشد. حال ِ ما جویای نفسهای دود آلودی ست که بحمدلله رادیو پیام گیتار ِ خوبی میزند. امروز آلودگی خیلی سرد است! شنیده ام که دمکرات ها با لباس ِ قهوه ای در کافی شاپ چای می نوشند و طبیعی ست که در این فصل در هیچ فنجانی گیلاس نباشد. راستی لیوان ِ ما هم دیروز شکست. لیوانی دیگر به دستم رسید که جنسش از شیشه ی مهتابی است! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 22 اسفند1385ساعت 4:18 AM توسط |
|
|
چنین گفت زرتشت:
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 22 اسفند1385ساعت 1:57 AM توسط |
|
|
سلام این مطلبی که مینویسم دیگه واسم مهم نیست به کجا کدوم سمت یا حتی قسمت دانشگاه بر می خوره! اصلا دوست دارم بر بخوره ! هر کی هم دوست داره ناراحت شه . از رئیس دانشگاه آقای مهدوی تا مسئول حراست !!!تا بچه های بسیجی دانشگاه ! یا هر کس دیگه ای . دیگه هیچی مهم نیست! بچه ها جدا من دیگه تحمل این وضع رو ندارم . حراست هه جا بپا گذاشته!!در هر طبقه در هر رارو! سیستم حفاظت اطلاعاتی واسه خودش راه انداخته. همه چی ممنوع همه چی ! دانشگاه شاید زندان و حتی باغ وحش و صدها اسم دیگه ای که شایسته ی این مکانه غیر از دانشگاه .در این آشفتگیه حذف و اضافه تو این آشفتگی انتخاب واحد تو این بی نظمی و بی مدیریتی به بچه ها گیر میدین ؟؟!! موبایل شون رو می گیرین ؟! اونقدر فهم ندارین که این رو درک کنید که گوشی یه چیز شخصیه و عکسای خانوادگی توشه و شما با اون چشمای کثیفتون !!!چقدر می خواین ادامه بدین ؟ تا کجا ؟!! و جالبتر از همه اینکه در آخر همه چی به اسم مهدوی تموم می شه !!! در صورتی که من مهدوی رو می شناسم و از اون این کارهای عصر حجری بعیده! آره خوبه شما دلتون رو به این انتخاب واحد اینترنتی که تو اوشکول آباد هم ازش استفاده می شه خوش کنید. وای خدای من که ما چقدر بدبختیم !! نکنه انتظار میره که واسه این انقلاب انتخاب واحد اینترنتی بریم پای مهدوی یا جاسبی رو هم ببوسیم یا کفش هاشو هم واکس بزنیم؟!! کلامون رو کلی بیشتر پرت کنیم بالا و کلی خوشحال باشیم. نه حضرات ! مشکل ما دانشجوا اینه که دانشجوییم اینه که بدبختیم اینه که لالیم و بیخیال و هرچه پیش آمد خوش آمد!!! خوبه باز هم تو سری بخورید و هیچی نگید! این عالیه ! حراست باهات جوری برخورد می کنه که انگار داره با لات سر خیابون حرف میزنه ! انگار مجرمی ! نه شاید قاتلی !! حراست دانشگاه کثیفترین آدما! رو به عنوان کارمندای خودش جمع کرده! اونقدر کثیف که حتی از فکر کردن بهش شرمم می شه ! راستی یه چیزی ، این هم از دستاوردهای جدید دانشگاست ، دوستان محترم حق هیچگونه سوال غیر درسی که اصلا حرفشو نزن و حتی درسی رو هم از همکلاس جنس مخالفشون ندارن !! حتی تو اگه فرضا دخترخالت یا پسرخالت یا شاید هم خواهر یا برادرت رو که تو محیط دانشگاه دیدی باید بهش یه اخم کنی و سرت و برگردونی و انگار نه انگار که دیدی !!! آره دوستان هی گفتم هی پشت گوش انداختین !! الان این فلاکته وضع ما . و حراست!!! که مطمئنم تشکیلاتش تو دانشگاه کاملا جداست و رئیس دانشگاه فقط یه بهانست و بسیج قدرتی ابدی در دانشگاه با در نظر گرفتن همین وضع . نمی دونم اینجا دیگه کجاست ! به خدا صد رحمت به تگزاس ! یه ماشین پر بسیجی میاد تو محوطه دانشگاه می گیره یه آدمی رو همینجور کتک میزنه بد میندازه تو ماشین و با خودش می بره! خدایی اسم این باغ وحش دانشگاست؟!! با وجود این وحشی ها!! میبینید بچه ها بقول دوست ما آراد که تو دانشگاه ما داره چه اتفاقاتی میوفته و چه کارهای بزرگی انجام می شه!! اتفاقا مشکل ما دانشجو ها اینه که دیدن یا ندیدن مشکلات واسمون فرقی نمی کنه ، ممکنه نهایتا چنتا از دوستای دلسوزه ما کمی ناراحت شن ! همین! و دستاورد دیگه اینه که کلاس ها هم داره یواش یواش جدا می شه! اینها همه خوبن !!! و واسه ماها مثمر ثمره .آره ماجرا ماجرای نیمه پر و نیمه خالیه !!! دیگه قطره ای در لیوان نیست که دلمون به همون یه قطره ی پر لیوان خوش باشه. اینهاش لیوان توی دستم خالیه خالی . مولکول های آب هم از دست این حضرات فرار کردن و ره به جای دیگه ای بردن . و نیمه پر لیوان !!! البته اگه نیمه ی پری وجود داشته باشه !!! و ماییم چشمان نظاره گری که به تماشای این لجنزار نشستیم و فقط می نگریم !!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 اسفند1385ساعت 1:52 AM توسط Invisible kid |
|
|
این هم حذف و اضافه ورودیهای ۸۴ (برادران) البته به روش گوسفندی!!!!
توضیح : گوشی بسیاری از بروبچه ها به علت عکس و فیلمبرداری از این شاهکار دانشگاه توسط حراست گرفته و جمع شد. البته واسه من که نشد!!!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 18 اسفند1385ساعت 3:37 AM توسط Invisible kid |
|
|
اقای یمقانی از ۱۵/۱۲/۸۵ به عضویت هیات علمی دانشگاه ازاد لاهیجان در اومد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 9:56 PM توسط |
|
|
هيچ مي دونيد تو دانشگاه داره اتقاق هايي اساسي مي افته؟
مي دونيد كه كارهاي بزرگي داره انجام ميشه؟ مشكل ما دانشجويان اينه كه هميشه مشكلات رو مي بينيم، ولي كارهايي كه داره انجام مي شه و بسيار هم براي ما مثمر ثمره رو هيچ وقت نمي بينيم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 اسفند1385ساعت 5:15 PM توسط |
|
|
ترم 3 هم با همه بدبختی هاش تموم شد. انتخاب واحد هم که مثل همیشه افتضاح بود آخه تا کی باید برای ثبت دو واحد به 10 نفر التماس کنیم آخرش هم بگن کلاس پر و هیچ راهی نداره ولی بعد ار یک ساعت می بینی چند نفر همون واحد و برداشتن. سر همین قضیه با مدیر گروه جدیدمون دعوام شد. نتیجشو می تونین در برنامه کلاس ها که رو برد زدن ببینید که تو هر کلاس بیش از 60 نفر حضور دارند در حالی که ظرفیت کلاس ها 40 نفر بود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 7 اسفند1385ساعت 9:3 PM توسط مهران |
|
|
خانه نامه برقي من نوشته هاي قبلي |
| سرآغاز ما |
|
این وبلاگ توسط دانشجویان ورودی 84 دانشگاه آزاد لاهیجان اداره می شود. همه دانشجویان ورودی 84 این دانشگاه می توانند به نویسندگان این وبلاگ بپیوندند. کافی است در قسمت نظرخواهی مشخصات خود را ثبت کنند تا با آنها تماس گرفته شود.
|
| آرشیو موضوعی |
| نویسندگان |
|
مهران Invisible kid آراد |
|
RSS
|